فكر ميكني فايده اي اشت؟
موزه هنر هاي معاصر - روز - داخلي
دو نفر براي بازديد از موزه داخل ميشوند . بليط فروش ميبيند كه دختر هستند .
بليط فروش:دانشجو هستيد؟
دخترها دنبال كارتشان مي گردند : بله
بليط فروش نگاهشان ميكند: اول بريد دوربينتان را تحويل بديد
دو دختر: دوربين نداريم
بليط فروش به اتاقك دم در اشاره ميكند : در هر حال كيف هاي بزرگي داريد برين بازديد بشين
اتاقك موزه - روز - داخلي
جمعيتي حدود 15 تا 20 دختر محصل و دانشجو توي اتاقك 4در 4 متر ايستاده اند . مانتوهايشان را عوض مي كنند . بحث ميكنند و سر و صدا است
خانم چادري : خانم مانتوتو سريع عوض كن واگرنه سريع برو
دختر محصل: آخه چجوري مانتومو عوض كنم؟
خانم چادري: روش پالتوي دوستت رو بپوش
خانم چادري رو به دو دختر تازه ورد ميكند: مانتوتون كوتاهه نميتونيد بريد داخل
دختر: ولي گفتند بريد دوربينتان را تحويل بديد ما دوربين نداريم
خانم چادري: روشون نشده بگن مانتوتون كوتاهه
!
خيابان امير آباد- روز - خارجي
تابلوي موزه : موزه هنر مقاومت
دختر ها از موزه خارج شده اند پياده به سمت خانه هنرمندان ميروند
دختر اول: اگه رامون ندادن چي؟
دختر دوم: ميريم خونه
دختر اول: اين كه راهش نيست بايد ميمونديم و بحث ميكرديم
دختر دوم: و فكر ميكني فايده اي داشت؟
