through the looking-glass

Sunday

فكر ميكني فايده اي اشت؟

موزه هنر هاي معاصر - روز - داخلي
دو نفر براي بازديد از موزه داخل ميشوند . بليط فروش ميبيند كه دختر هستند .
بليط فروش:دانشجو هستيد؟
دخترها دنبال كارتشان مي گردند : بله
بليط فروش نگاهشان ميكند: اول بريد دوربينتان را تحويل بديد
دو دختر: دوربين نداريم
بليط فروش به اتاقك دم در اشاره ميكند : در هر حال كيف هاي بزرگي داريد برين بازديد بشين


اتاقك موزه - روز - داخلي
جمعيتي حدود 15 تا 20 دختر محصل و دانشجو توي اتاقك 4در 4 متر ايستاده اند . مانتوهايشان را عوض مي كنند . بحث ميكنند و سر و صدا است
خانم چادري : خانم مانتوتو سريع عوض كن واگرنه سريع برو
دختر محصل: آخه چجوري مانتومو عوض كنم؟
خانم چادري: روش پالتوي دوستت رو بپوش
خانم چادري رو به دو دختر تازه ورد ميكند: مانتوتون كوتاهه نميتونيد بريد داخل
دختر: ولي گفتند بريد دوربينتان را تحويل بديد ما دوربين نداريم
خانم چادري: روشون نشده بگن مانتوتون كوتاهه
!

خيابان امير آباد- روز - خارجي
تابلوي موزه : موزه هنر مقاومت
دختر ها از موزه خارج شده اند پياده به سمت خانه هنرمندان ميروند
دختر اول: اگه رامون ندادن چي؟
دختر دوم: ميريم خونه
دختر اول: اين كه راهش نيست بايد ميمونديم و بحث ميكرديم
دختر دوم: و فكر ميكني فايده اي داشت؟

Wednesday

يلدا مبارك

بدون انار و هندونه و توت خشك و اسمارتيز يلدا مبارك . اگه كه واقعا فكر ميكني با بقيه شبها فرقي داره

ديكتاتور شيپ

يك اسمارتيز ( اسمارت بينز) ميخورم و ميدونم كه عاشق ديكتارتور بودن و ديكتاتور سالاري هستم . من از هرچب انسان ديكتارتور در دنيا خوشم مياد مخصوصا اگر كه اون آدم ديكتاتور زن زليل هم باشه.
فكر ميكنم يك كمي دير رفتم سراغ ادرس اي ميل قبليم . تمام دعوتنامه ها و كارتهاي تبريك و نامه هام نابود شده. مثل خاطرات كوچيك و بزرگ زندگي كه گم ميشه .... پس چرا ميشه كه نميتونيم يه چيزايي رو كه بايد فراموش كنيم؟

Tuesday

من يك امپرسيونيست واقعي هستم .

همشهري جوان ويژه نامه كارتون هاي محبوب دوران كودكي رفته . به همراه يك سي دي . از حجم اطلاعات جا خوردم . فكر كنم همشهري جوان يك تيم حرفه اي كارتون باز داره . موسيقي تيتراژ پت پستچي و گربه سگ عالي بود . ولي از اونجايي كه يك نفر انسان اصلا درست نيست از رقيب تعريف كنه . سي دي . من توي پوشه شماره 33 عكس چهارم ويروس داشت . يعني واقعا كار خود همشهري جواني ها است؟ هرچند كه باور نميكنم . ويروس باحالي بود

داشتم نوارهاي مصاحبه هاي قديمم را باز گوش ميدادم كه ديدم آنقدر با پيمان قاسم خاني حرف زده ام كه به جز اون گفت وگويي كه چاپ شد ميشه از توش سه تا گفت وگوي ديگه هم بيرون كشيد . هيچ ميدونين قاسم خاني امسال زمستان 40 ساله ميشه؟

روز بزرگ برف تهران ! با بهاره رهنما و سروش صحت قرار گفت و گو داشتم .ادامه صفحه دنياي وارونه كه جديدا توي سروش باز شده .ما راجع به مسايل مهم حرف زديم از مرز باريك طنز و لودگي و از خيلي چيزاي مهم ديگه . از اينكه سروش صحت از يك نفري بهتره و از اينكه پيمان قاسم خاني صبح ها كه از خواب بيدار ميشود روز خود را چگونه آغاز ميكند و خلاصه از اينكه چرا هميشه يك نفر توي فيلم ها عاشق بهاره رهنما است و چرا سروش صحت سس و شكر نميخوره و وسط اين بحث فرا فلسفي چهار تا جمله غير فلسفي قابل چاپ هم گفته شد

به مديرهنري ميگم بياين بريم استعفا بديم!! بريم يه جاي ديگه مديرهنري ميگه كه اصلا مشكلي نداره و فقط به كاپشنش وصله و هروقت بخواد ميره . من هم فكر ميكنم به مسايل مهم تري فكر كنم بهتره . راستي واقعا چرا سروش صحت سس و شكر نميخوره؟

چرا؟) ...

Monday

Hey you

Hey you,Out there in the cold,Getting lonely, getting old,Can you feel me?Hey you,Standing in the aisle,With itchy feet and fading smile,Can you feel me?Hey you,Don't help them to bury the light.Don't give in without a fight.
Hey you,Out there on your own,Sitting naked by the phone,Would you touch me?Hey you,With your ear against the wall,Waiting for someone to call out,Would you touch me?Hey you,Would you help me to carry the stone?Open your heart, I'm coming home.
But it was only fantasy.The wall was too high, as you can see.No matter how he tried he could not break free.And the worms ate into his brain.
Hey you,Out there on the road,Always doing what you're told,Can you help me?Hey you,Out there beyond the wall,Breaking bottles in the hall,Can you help me?Hey you,Don't tell me there's no hope at all.Together we stand, divided we fall.